چرا میخوایم مهاجرت کنیم؟

این سئوال، اینکه ” چرا میخوام مهاجرت کنم ” سئوالیه که قبل از مهاجرت خوب باید بهش فکر کنیم. به شخصه تا قبل از 22 سالگی یا چند ماه پیش، تصمیم به مهاجرت نداشتم، اما کم کم با زمزمه هایی در ذهنم، تصمیم به اینکه یه روزی بخوام مهاجرت کنم، قطعی شد.

کسی که بر خلاف همه اطرافیانش، بر خلاف اکثریت آدمایی که باهاشون در ارتباط بود و میشناخت، مطلقا هیچ علاقه ای به مهاجرت نداشت. به اینکه بره به جایی که همه میگن رفاه بیشتری هست، درآمد بیشتری هست، رشد بیشتری هست، آزادی بیشتری هست و …

چون اساسا مواردی که برای بقیه اهمیت داشت، مثه رفاه بیشتر، آزادی و … برای اون اهمیتی نداشت. چیزی که من اون موقع میخواستم و همچنان هم میخوام اینه که بتونم جایی کار کنم، تغییر ایجاد کنم، مفید و اثر گذار باشم. اینکه بتونم به آدم ها کمک کنم، اینکه بتونم شرایط نامطلوبی رو تغییر بدم.

معتقدم که آدم اگه بخواد تغییری رو شروع کنه، اول از خودش باید شروع کنه، بعد خانوادش، بعد خونه، شهر و کشورش. نگاه من جهان وطنی بود و دلم میخواست تغییرات بزرگی رو رقم بزنم، ولی لازمه تغییر اینه که از خونه خودت شروع کنی و خونه من ایران بود.

اینکه چرا الان تصمیم گرفتم مهاجرت کنم، صحبت جدیدی رو میطلبه، اما همچنان رفاه، آزادی و موارد شبیه این نیست، خیلی ساده تر از این حرفاس. ولی وقتی به اطرافیان خودم نگاه می کنم، معمولا این تو ذهنم میاد که فقط میخواد مهاجرت کنه. نمیدونه چرا میخواد مهاجرت کنه. بعد از مهاجرتش قرار نیست چیزی عوض بشه.
البته من نه موافق مهاجرتم، نه مخالف مهاجرت. حتی موافق یا مخالف بودن بی معنیه، مهاجرت برای فردی میتونه خوب باشه، برای فردی دیگه نه، کاملا نسبی و بسته به افراد و انتخاب هاشونه.

سئوالایی که قبل از مهاجرت باید از خودمون بپرسیم

اما قراره به این فکر کنیم، که چرا میخوایم مهاجرت کنیم؟ و هیچی بهتر از چند تا سئوال نمیتونه آدم رو به فکر واداره. به این سئوالا جواب بده و بهشون فکر کن.

0. واقعا چرا میخوای مهاجرت کنی؟ اون دلیل اصلی که حاضری براش یه زندگی جدید رو شروع کنی؟
1. اگه مشکلات اقتصادی و سیاسی کشور حل می شد، بازم مهاجرت میکردی؟
2. اگه میدونستی امکان کار، فعالیت و رشد خوب در کشور هست، بازم مهاجرت میکردی؟
3. نسبت به میزان مصمم بودنت برای مهاجرت، چقدر تحقیق کردی راجب شرایط زندگی تو کشور مقصد؟ خصوصا شرایط زندگی به عنوان یک مهاجر، چون قرار نیست شرایط زندگی و تجربه زیسته تو مشابه یه بومی باشه.
4. از زندگی چی میخوای و خواسته حقیقیت که منجر به رضایت از زندگی میشه چیه؟ این صرفا با مهاجرت میسر میشه؟
5. چقدر این خواسته مهاجرت متناسب با چالش، نیازها و اهداف واقعی توعه؟ و چقدر برآمده از ذهنیتی که مهاجرت مطلقا خوب است و مدینه فاضله ای وجود داره که باید به آن رفت؟
6. می خوای مهاجرت کنی؟ یا از زندگی فعلیت فرار کنی؟

باید بتونی جواب دقیق بدی، جواب های محکم بدی و دلایل خودتو ذکر کنی. اگه جواب هات سطحی و کلیه، احتمالا تمایلت به مهاجرت برآمده از یک نیاز یا هدف واقعی نیست، بلکه بیشتر تمایلات ناخودآگاه تحت تاثیر باورهای عمومیه.

جواب ها به چرایی مهاجرت

اگه میگیم اقتصاد بده، افراد زیادی در این اقتصاد بد در حال کسب درآمدها خوبن.
اگه میگیم سیاست و حکمرانی مشکل داره؛ افراد زیادی موافق سیاست و حکمرانی کشور نیستن اما زندگی و فعالیت میکنن.
اگه میگیم آزادی وجود نداره؟ دقیق باید بتونیم مشخص و تعریف کنیم که اون آزادی که مدنظر ما هست، چیه؟

جواب های بالا، جواب های خوبی نیستن، چرا؟ چون صرفا یه تلاش ساده برای پاسخ به سئوالاتیه که تاحالا بهش فکر نشده. اما فردی ممکنه بگه، فرصت های خوبی هست. امکان کسب درآمد و رشد هم وجود داره اما مشکلاتی وجود داره که من حاضر نیستم این مشکلات رو متحمل بشم، مثل اینکه من دلم نمیخواد هر روز هوای آلوده رو تحمل کنم، قطعی برق رو تحمل کنم. دلم نمیخواد با سیاست های غلط که سنگ اندازی میکنه توی کسب و کارم سر و کله بزنم.

دلم میخواد جایی باشم که با این مشکلات دست و پنجه نرم نکنم و با انرژی و هزینه کمتر خروجی مطلوبم رو بگیرم. این جواب، جواب خوبیه. چون دقیقه، فکر شده هست و برآمده از یه نیاز و چالش واقعیه. بعد از این مرحله میشه به این فکر کرد که مهاجرت به خارج از کشور تنها راهه؟ آیا این امکان هست که چالش هام رو بدون مهاجرت کردن رفع کنم؟ چون مهاجرت گزینه ارزونی نیست و هزینه های زیادی داره ( قائدتا صرف هزینه های مالی منظور نیست )

یا فردی ممکنه بگه من میخوام وارد جامعه ای بزرگتر بشم، میخوام در جامعه جهانی فعالیت کنم و از نزدیک لمسش کنم. این امکان هست که از دور فعالیت کنم، اما از نزدیک و با مهاجرت این اتفاق خیلی بهتر رقم میخوره. این باز یه دلیل خوب و موجهه ( البته باز میشه بهش فکر کرد ).

دوستی داشتم که میخواست مهاجرت کنه و دلیل جالبی داشت. وقتی ازش پرسیدم و ریز شدم که چرا میخوای مهاجرت کنی، گفت: من از فرهنگ ایرانی و رفتارهای زننده ای که تو این فرهنگ وجود داره بیزارم، میخوام برم جایی که دور باشم از این مدل فکری و این مردم. دلیل بدی نیست، به این جهت که به نسبت دقیق و برآمده از تمایلات درونی عمیقه ( فارغ از اینکه حرفش درسته یا نه ).

اما خب میشه دقیق شد و پرسید که دقیقا از کدوم قسمت فرهنگ ایرانی؟ آیا اون قسمت مختص فرهنگ ایرانه یا یه چیز جهان شموله؟ واقعا بررسی کردی که تو کشورهای دیگه فرهنگ مردمش چطوره؟ و این مسئله اونجا وجود داره یا نه؟ و اگه نه بررسی دقیقی کردی، و نه دقیقا برات محرزه که کدوم بخش فرهنگ ایرانی برات آزار دهندس. چرا صرفا میخوای مهاجرت کنی؟

دلایل ناموجه برای مهاجرت

خیلی از ما به دلایل ناموجهی تمایل به مهاجرت داریم که گرچه در ظاهر بدلیل بعضی مشکلات کشور یا شهری که درش زندگی میکنیم باشه. اما در بطن مسئله معمولا یکی از موارد زیره.

  • اینجایی که هستم حس خوبی ندارم، نمیدونم چرا، ولی هر چی که هست میدونم مربوط به اینجاست و اگه از اینجا برم همه چی درست میشه. ( توهم اینکه در جای اشتباهی هستیم و وضعیت نامطلوبمون با رفتن به جایی دیگه درست میشه )
  • نتونستم کارمو راه بندازم، درآمد خوبی ندارم، رشته ای که میخواستم قبول نشدم. اگه خانواده حمایتم میکرد، اگه وضعیت اقتصادی کشور درست بود، اگه جامعه سنگ اندازی نمیکرد. ( حس قربانی بودن بدون اینکه ذره ای خودمون رو مسئول بدونیم )
  • توی کشورهای خارجی هیچکدوم از مشکلاتی که اینجا داریم وجود نداره، رفاه بیشتر، آزادی بیشتر، رشد بیشتر. اونجا آدما به نتایج تلاش هاشون میرسن و حداقل هاشون از سقف خواسته های ما هم بیشتره. خیلیا مهاجرت کردن به آمریکا و اروپا و به همه چیزایی که خواستن رسیدن. ( تصور یه جای بی نقص، یه مدینه فاضله که هیچ مشکلی درش نیست و بزرگ پنداری مهاجرت )
  • اینجا هیچ آینده ای ندارم. اگه نتونم مهاجرت کنم زندگیم تباه میشه. غیرممکنه که بتونم اینجا کار خاصی انجام بدم و به موفقیت و درآمد بالا برسم. هر روز شرایط بدتر میشه. به غیر از اختلاس، دزدی و پارتی داشتن هیچ راهی برای پیشرفت نیست. ( جهنم پنداری جایی که هستیم و منفی نگری افراطی )

شاید این سئوال مطرح بشه که چرا دلایل بالا دلایل خوب و موجهی برای مهاجرت کردن نیست؟ چون هر کدوم از ما به دلیل بعضی مشکلات یا خواسته ها مهاجرت میکنیم تا این مشکلات و خواسته ها مرتفع بشن. اما موارد بالا با مهاجرت کردن حل نمیشه و چه بسا که شرایط بدتر بشه. ( البته در مقاله ای جداگانه به اینکه چرا مهاجرت کنیم و دلایل خوب برای مهاجرت خواهیم پرداخت. )

حس و خواسته های درونی منجرشده به مهاجرت

البته موارد گفته شده میتونه برآمده از حس های موجهی باشه. مثل اینکه نمیدونم قراره چی بشه و برای آیندم ابهام دارم. میترسم تمام تلاش هام بیهوده باشه. نمیتونم با این ناعدالتی که جاهای مختلف می بینم کنار بیارم. رویاهای بزرگی دارم که احساس میکنم اینجا محقق نمیشه. نمیخوام هر روز خدا در حال جنگیدن برای حداقل های زندگی باشم. من فقط یه زندگی معمولی میخوام.

نمیشه حسی که آدم ها راجب چیزهای مختلف دارن رو زیر سئوال برد. چرا که فرد داره اون حس رو تجربه میکنه، زیستش میکنه. ولی مهمه بدونیم ریشه حس هایی که داریم چیه؟ تا بفهمیم خواسته واقعی که داریم چیه و بعدش چطور میتونیم به درستی بهش پاسخ بدیم. شاید این سئوالا کمک کننده باشه.

  1. چه انتظارات و خواسته هایی از مهاجرت دارم که فکر میکنم با مهاجرت مرتفع میشه؟
  2. چه مشکلاتی اینجا دارم که انتظار دارم با مهاجرت مرتفع بشه؟
  3. مهاجرت تنها راه برای مرتفع شدن این مشکلات، انتظارات و خواسته ها هست؟ یا گزینه و راه های کم هزینه تری برای بخش قابل قبولی از این ها وجود داره؟
  4. مهاجرت یه خواسته درونیه که ریشه دقیقش رو نمیدونم کجاس یا میدونم و ریشه های این خواسته موجهن؟
  5. مشکلاتی که دارم و انتظار دارم با مهاجرت رفع بشه، مشکلات درونی و مربوط به من هستن؟ یا بیرونی و مربوط به محیط؟
  6. چیزی هست که در حال فرار باشم ازش و امیدوارم با مهاجرت رفع بشه؟
  7. واقعا تو زندگی دنبال چیم؟ و چه تصمیمی برای این خواسته من بهتره؟
  8. در نهایت مهاجرت متناسب یه درد واقعی یا فایده زیاد برای منه و شخص من انتخابش کردم؟ یا دلایل موجهی ندارم براش، حتی خواست و انتخاب من نیست و صرفا یه حس و فشار بیرونیه که مهاجرت کردن خوبه

سخن پایانی

سخن آخر اینکه مهاجرت هزینه های زیادی داره، لازمه با خودمون صادق باشیم که چرا واقعا میخوایم مهاجرت کنیم؟ اگه ندونیم چرا و علتش دلایل بیرونی و غیرموجه باشه، ممکنه متحمل هزینه هایی زیادی بشیم و در آخر ببینیم که برگشتیم سر خونه اول. مهاجرت تصمیمی نیست که سریع گرفته باشه و بشه سطحی برخورد کرد باهاش، حرف از شروع یه زندگی نو، دوری از خانواده و زادگاه و هزینه های سنگینه.
مهاجرت برای خیلی ها میتونه شروع مسیر متعالیشون باشه، ولی به شرط صداقت با خود و انتخاب فکر شده.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *