مهاجرت مثه یه تیغه دو لبس، میتونه آینده ای روشن باشه، یا افتادن تو یه چاله عمیق تر. لازمه مثل هر موضوع دیگه به خوبی به جنبه های مختلفش پرداخته باشیم تا بتونیم تصمیمی آگاهانه تر بگیریم. یکی از این جنبه ها انتخاب کشور درست متناسب شرایط، انگیزه ها و اهداف ماست و از بهترین راه ها برای بررسی شرایط زندگی مهاجرین در کشور مطلوب ما، شنیدن تجربشون از زبون خودشونه.
تو این مقاله تعدادی از نظرات مهاجران ایرانی ( اکثرا مقیم کانادا ) از سطح توییتر جمع آوری شده، تلاش بر این بوده که توییت هایی رو ذکر کنیم که برآمده از تجربه زیسته و بدون جهت گیری های سیاسی یا احساسی باشه.
1) Robert (@mollah )
یه زمانی کانادا مشهور بود به داشتن سیستم نوین پذیرش مهاجر یعنی هرساله برآورد میکرد برای اسکان مثلا ۳۰۰ هزار نفر مهاجر، چقدر مسکن، چه تعداد مدرسه، چه تعداد بیمارستان، کادر درمانی و شغل نیاز دارد.
از زمانی که دولت چپ و پوپولیست جاستین ترودو آمده همه چیز بهم خورده، فله ای میلیون ها نفر از کشورهای درب و داغون بدون مهارت و بدون ذره ای کارایی وارد کرده، به میلیون ها نفر اقامت موقت از طریق ویزای کار داده درصورتیکه اینجا برای شهروندان دائمی آن کار نیست.
بعد به هرکس که ویزای کار داده، پوشش درمانی رایگان دولتی هم داده!!! یعنی طرف از هندوستان آمده اینجا یکسال توی پمپ بنزین کار می کند، اما اندازه دهها و شاید صدها هزار دلار از خدمات درمانی رایگان اینجا استفاده می کند. فشار این هزینه های بی حساب و کتاب از کجا تامین میشه؟ از مالیات شهروندان عادی و افزایش بدهی دولت.
یعنی این جاستین ترودو چنان به کانادا گندی زد که تا یک قرن بوی کثافتش پاک نمیشه.
پیوند:
2) MZSohi (@mahzsohi )
به عنوان یک مهاجر کانادا که البته الان سالهاست برگشته ایران زندگی میکنه ومیشه گفت دوران بهتری در کانادا زندگی وکار کرده، اینه: تا وقتی در کشورمیزبان دقیقا باشرایط کشورخودت زندگی نکنی، نظرت بایاسه. یعنی نظر توریست یا دانشجوی
مهاجر یا کسی که با سرمایه ایران یاکشور خودش در کانادا یا کشور میزبان زندگی میکنه، خیلی واقعبینانه نیست. باید با شرایط دقیقا مشابه و نه حتی با رده پایینتر از آنچه در کشور خودت بودی، کار کنی، معامله کنی، با ادارات سروکار داشته باشی و ارتباطات مختلف داشته باشی و …
تا بتونی نظر واقعبینانهتری به جزظواهر وطبیعت واین چیزا بدی. درمورد فرهنگ ومردم کشورمیزبان که باوردارم حداقل سالها زندگی یاازدواج با یک نیتیو کشورمیزبان لازمه تا بتونی درمورد فرهنگشون حداکثرمثلا ۸۰ـ۷۰ درصددرست نظربدی.بازم نمیشه آنقدردرست که درموردفرهنگ خودت که چهل سال یابیشتر باهاش بودی.
پیوند:
3) Bouclé (@mobinashb )
من الان برا اقامت دائم باید اینجا بمونم و اکثر شغلا اونور کاناداست پس من باید بین بیکاری و اقامت یکیو همواره انتخاب کنم. بعضی شرکتا به ایرانی شغل نمیدن. کسایی که امریکاان نمیتونن خانوادرو ببینن چون پاسپورت ندارن.
پیوند:
4) خانم کاف ( @Ms_Kaaf )
دیشب اومدیم خونه یکی از دوستا و همکارای ایرانم که همزمان با من مهاجرت کرد ینی واقعن دمش گرم این دختر همون ماههای اول کار تخصصی گرفت و الان دو جا کار میکنه یه خونه دو خاب خیلی شیک و بزرگ تو دانتان تورنتو گرفته و اندازه کل زندگی ما فقط هزینه هوشمندسازی خونهش شده از هر وسیلهای بهترینشو داره تازه برای خانوادهش تو ایران هم داره پول میفرسته واقعن دمش گرم و بهش افتخار کردم
پیوند:
5) Réza (@monoasis )
« اکثر » اینایی که میگن کانادا واسه مهاجرت خوب نیست حتی تو سیستم کانادا مهاجر حساب نمیشن. با انواع و اقسام ویزا و گاهی بدون مهارت زبانی و سابقه کار/تحصیلات غیرمفید ایرانی میان و اکثرا ازینکه چشمانداز کاری و مالی خوبی ندارن خب خسته میشن.
پیوند:
6) The Sina ( @51naa )
اینجا، یعنی فوریهی ۲۰۲۰، فکر میکردم با آیلتس ۸.۵ دیگه مسیر مهاجرت را کامل کردم.
چند ماه بعد کانادا درهاش را به خاطر کووید بست و تا ۲ سال باز نکرد. ۲۰۲۳ که رسیدم کانادا و شروع کردم به اقدام برای رزیدنسی و دست و پنجه نرم کردن با رکود بازار تک، فهمیدم آیلتس آسونترین قدم بوده.
پیوند:
7) Namroud ( @Namroud70 )
در بدترین زمان ممکن به کانادا مهاجرت کردیم! واقعا اروپا سگش شرف داره کانادا، حداقل آب هوای خوب، نزدیکی به ایران و سفر کردن توش راحت هست.
پیوند:
8) g.0.l.a.k ( @GFakhari )
- همسرم یکی از نمونههای موفق مهاجرت هست. چرا؟ زمانی که وارد کانادا شد به غیر از یک دوست قدیمی، باقی کسانی که دور و برش بودن رو دوستان، همکاران و خانواده من تشکیل میدادن. کارمون خانوادگی بود، تازه رفته بودیم زیر یک سقف و بنده خدا به رفت و آمد خانوادگی به اندازه من عادت نداشت.
- ذره ذره جای پای خودش رو سفت کرد. وقتی تصمیم گرفتیم کارمون رو از هم جدا کنیم (اوایل کووید) چندین موقعیت شغلی رو امتحان کرد و روزهای روحی سختی رو طی کرد. ولی وقتی ذهنش رو روی کار و مسالهای متمرکز میکنه، به قول کفار غربی there is no turning back. وارد صنعتی شد که دوست داره.
- دایره رفت و آمدش (خارج از ازدواجمون) وسعت پیدا کرد، و تونست همون شخصیتی که روزی در ایران داشت دوباره برای خودش بسازه. البته این بار خیلی مصممتر و منطقیتر. چون روزی که ایران رو ترک کرد یک جوان بیست و چند ساله بود. گاهی بد نیست که چه به خودمون، چه به کسانی که دوستشون داریم.
پیوند:
9) Zartaak ( @Zarrtaaak )
سیستم کاری اینجا خیلی عجیبه. با طرف دعوا داریم در حد پرونده HR و union و اینا رفته بالا. صبح میریم جلسه خرخره هم رو بجویم. ظهر موقع ناهار خوش و بش، اینکه ماچا بریزیم تو اورنایت خوب میشه و گوجههای ما رسیدهن شما چطور؟ حفظ ظاهر و جداسازی مسائل خیلی بالاست خیلی!
پیوند:
10) دانیال ( @dnial_ein )
کانادا برای کانادایی ها، خیلی خیلی خیلی مشکلاتش کمتر از ایران برای ایرانیاست اون مشکلاتی که ما تو خارج ازش حرف میزنیم و شما میگید “اگه ناراحتی برگرد” مشکلات خارج برای ایرانیِ مهاجره این دوتا با هم فرق داره
پیوند:
11) Faezeh ( @Ha100Fa )
انتقال تجربه ۱۵ سال مهاجرت: منم همینطور فکر میکردم تا اینکه هر سه و خیلی بیشترش رو چک آف کردم، نه تنها شاد نشدم که افسرده و دچار پوچی هم شدم. بعد یادگرفتم شادی یه state ذهنی، درونی، و یه مهارته. کسایی رو میدیدم که نصف داشتههای من رو نداشتن ولی زندگی شاد رو بلد بودن.
البته که با یه مقدار ثبات در پسزمینه، شاد بودن قطعا راحتتره، ولی اگه بعنوان مهاجر منتظرید به ته این لیست برسید تا زندگی شادتون رو شروع کنید، باید بگم که فعععک نکنم! 😅
پیوند:
12) Hamed Nazari ( @ Hemadnazari )
چند سال اول مهاجرت، به این نتیجه شخصی رسیده بودم که برای یک زندگی شاد، شما حداقل به دو مورد از این سهگانه ثبات نیاز دارید:
ثبات اجتماعی: اقامت، ویزا.
ثبات احساسی: عدم احساس تنهایی و رضایت رابطهای.
ثبات مالی: درآمد و پسانداز «کافی»
داشتن حداقل دو مورد از این سهمورد حیاتیه!
پیوند:

